معين الدين نطنزى

285

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كه ديگر محلّ اصلاح و موقع صلاح نماند . با امرا مشورت كرد و هيچ‌كس در سر ملا هيچ نگفت . بعد از آن شمس الدّين الماليغى را به اندرون فرستاده عرضه داشت كردند كه به حكم نجوم و [ عرف ] هجوم نكبت لشكر جغطاى حاشا دولتهم از يورش روم خواهد بود ، و الامر اعلى . چون سلطان صاحب‌قران از وحشت اين سخن موحش در قهر شد ، شمس الدّين [ الماليغى ] از جواب فروماند . جلال اسلام حاضر بود . به زانو درآمد كه اگر صلاح باشد اين يك يورش مبارك را بر خلاف ياراق امرا و اختيار منّجمان بكنيم كه اميد از تأييد الهى آن است كه هم روم فتح گردد و هم يلدرم [ بايزيد ] به قيد تسخير درآيد . سلطان صاحب‌قران به سخن جلال [ اسلام ] متسلّى شد و حكايت عمروليث و مقابلهء اسمعيل سامانى و فال زدن على شير فناكتى را به مثال بياورد ، و يك رويه متوجّه روم شد . در راه به جهت بخت‌آزمائى ملتفت محاصره حصار كماخ گرديد و به اسهل وجوه فتح گرديد . در حين اين فتح ، ايلچيان يلدرم بايزيد پيغام صلح به استقبال آوردند . سلطان صاحب‌قران جواب فرمود كه : حاليا چون لج شما باعث حركت ما شد من بعد فسون و فسانه را مدخل نماند . و به همين جواب ايلچى را بازگردانيده [ متوجّه شده ] كوچ فرمود . يلدرم بايزيد نيز در مقابل متوجه گرديد . سلطان صاحب‌قران [ عنان ] از سمت ممرّ او به طرف انكوريه كشيد و فى الحال به محاصره مشغول شد . در حالتى كه اكثر بهادران به دست و تيغ روى به سر بارو نهاده بودند سواد لشكر روم پيدا شد . سلطان صاحب‌قران دست از فتح قلعه بداشت و در مقابلهء دشمن صفوف تعبيه كرده فرود آمد . آن شب لشكرهاى پياده به موجب فرمان همايون در موضع جنگ خندقهاى عميق ترتيب كردند . و على الصّباح روز جمعه اوّل محرم سنهء خمس و ثمان‌مايه ( 805 ه / 1402 م ) [ كه ] غرّهء صبح قيامت از افق مشرق بلا غرّا شد و طرّهء گيسوى زمانهء شفق مطرّا گرديد خروش طبل جنگ صوراسرافيل را به نفير آورد و غلغلهء ناى رزم خلايق را روز رستاخيز ياد داد ، بهادران آهن دل پولاد جگر ياسال لشكر را به موجب ياساق بزرگ مرتّب ساخته از اوج قنبل برانغار تا عطف دامن جوانكغار به پنج غول و ده موچى مستحكم كردند هنوز مدّ نوره تمام كشش نيافته بود كه به يك ناگاه لشكرهاى ياغى چون كوه گران يا ابر آتشفشان مغرّق و مستغرق پولاد فرنگ